اعتیاد و عوامل موثر بر آن

در گذشته سه ديدگاه در مورد اعتياد وجود داشت:

1) اعتیاد عملی غیر اخلاقی : براساس این دیدگاه  محققین معتقد بودند که روی آوردن به اعتیاد یک عمل

ارادی است و لذا امری غیر اخلاقی و گناه محسوب می شد زیرا آثار زیانبار بر جسم و روح فرد و زندگی 

اجتماعی و خانوادگی و .... بر جای می گذاشت

2 ) اعتياد نوعي بيماري : اين ديدگاه براساس جنبه هاي پزشكي است و صاحبان اين ديدگاه معتقد بودند كه

فرد از لحاظ ژنتيكي آمادگي براي اعتياد دارد و اعتياد امري ارادي نيست.

 3) اعتياد نوعي رفتار انطباقي : اين ديدگاه نشان مي دهد كه همچنان كه يك فرد رفتارهايي را مي آموزد

رفتارهاي اعتيادي را نيز مي آموزد و اين شرايط محيطي، اجتماعي و خانوادگي و رواني فرد است كه باعث

مي گردد فرد به سوي اعتياد برود. امروزه ديدگاه سوم و پرداختن به زمينه هاي روان شناختي اعتياد بيشتر

مورد توجه بوده است.

علت گرايش فرد به مصرف مواد مخدر یا روان گردان :

تاكنون بررسيهاي بسيار زيادي انجام شده تا نشان دهند علت تمايل افراد به مصرف مواد مخدر يا روان گردان چه بوده است. در برخي از اين بررسيها افرادي مورد مطالعه قرار گرفته اند كه در زمان بررسي از دارو استفاده مي كرده اند پس در تفسير نتايج اين بررسي ها بايد محتاط بود. براي مثال معتادان هروئين به عنوان افرادي با شخصيتهاي جامعه ستيز توصيف شده اند كه از برقراري پيوند با ديگران عاجزند و براي فرار از مسئوليت به دارو متوسل مي شوند اما نمي توان كاملاً مطمئن بود كه اين خصوصيات قبل از اعتياد هم وجود داشته اند يا در نتيجه اعتياد بوجود آمده اند.اما بيشتر محققان در تعيين علتهاي اصلی گرايش به مصرف داروهاي روان گردان در موارد ذيل توافق نظر دارند. 

1) دوستان و گروه همسالان: نوجوانان و جوانان مي توانند تحت تأثير گروه همسالان خود قرار بگيرند. وقتي وارد گروهي بشوند كه در آن گروه اعتياد وجود داشته باشد براي اينكه در گروه مقبوليت پيدا كنند يا مورد توجه قرار گيرند به مصرف مواد  روي مي آورند. 

2) خانواده: اگر داراي اركان قدرتمند نباشد و پايه هاي آن سست باشد يا اينكه فرد داراي خانواده ای از هم گسيخته باشد مثل جدايي والدين از يكديگر يا غيبت طولاني يكي از والدين، عدم علاقه والدين به فرزندان و نداشتن روابط صحيح با آنها، تنبيهات شديد از سوي والدين نسبت به فرزندان . ارزشهاي والدين نقش مهمي در استفاده از دارو دارند. جواناني كه در خانواده هاي محافظه كاري بزرگ شده اند كه در آنها بر ارزشهاي اجتماعي ، ديني و سنتي و اهميت هدفهاي دراز مدت تأكيد مي گردد، كمتر به مصرف دارو گرايش نشان مي دهند.شايد قوي ترين تأثير والدين اين باشد كه الگويي براي مصرف دارو فراهم مي كنند. در خانواده هايي كه در آنها آزادانه از الكل، آرام بخش ها و ساير داروهاي قانوني استفاده مي شود ممكن است كودكان نيز در انتخاب داروها آزادي عمل نشان دهند.

قطعاً والدين با عدم نظارت نيز بيشترين تأثير را مي توانند در گرايش فرزندان بسوي مواد مخدر یا روان گردان ايفا كنند.

3) الگوپذيري: افرادی كه مقبوليت اجتماعي دارند و داراي شهرت هستند اگر چنانچه اعتياد داشته باشند اين احتمال وجود دارد كه جوانان از آن فرد الگو بگيرند و گمان كنند كه با الگوپذيري از او داراي شخصيتي مانند او مي شوند. 

4) داشتن مشكلات عاطفي: اگر فرد به تنهايي و به دور از خانواده زندگي كند و داراي كمبود محبت و عاطفه باشد و احساس تنهايي كند يا اينكه افرادي باشند كه گوشه گير و منزوي هستند و روابط خوبي با والدين يا فاميل و دوستان خود نداشته باشند و اگر احساس شكست و نا اميدي داشته باشند بعنوان مثال در كنكور قبول نشده باشند يا دچار شكست عشقي شده باشند در گرايش به اعتياد مستعد هستند همچنين اگر دچار كمبود عزت نفس شده باشند يعني چنان فرض كنند كه كسي آنها را قبول ندارد گاه براي جلب توجه يا كسب نوعي آرامش و اطمينان به مصرف مواد روي مي آورند.

5) عوامل شخصيت: ثابت شده است كه مصرف دارو ارتباطي به نوع شخصيت فرد ندارد و يك فرد به هر دليلي مي تواند دارو مصرف كند  يكي از ويژگي هاي شخصيت كه مي تواند مبناي پيش بيني مصرف دارو قرار گيرد همنوايي اجتماعي است. كساني كه نمره هاي بالايي در آزمونهاي گوناگون همنوايي اجتماعي بدست مي آورند احتمالاً كمتر به مصرف دارو گرايش نشان مي دهند تا افرادي كه نمره هاي كمتري در اينگونه آزمونها دارند. آدم ناهمنوا ممكن است يك "انزوا طلب" باشد كه احساس مي كند كه ارتباط عاطفي با ديگران ندارد و يا ممكن است عضو يكي از خرده فرهنگها باشد كه در آن به مصرف دارو ترغيب مي شود.

6) تفريح و سرگرمي : يك فرد ممكن است صرفاً جهت سرگرمي و در ابتدا به صورت تفنني به مصرف مواد روي بياورد ولي حتی قرصهاي روان گردان هم مانند مواد مخدر و برخلاف تصور جوانان، فرد  را دچار اعتياد مي كند و رفته رفته فرد را معتاد مي كند و تجربه نشان داده است اكثر افراد معتاد اولين تجربه شان جهت مصرف بصورت تفريحي و از طريق ره همسالان بوده است و فرد در ابتدا با مقدار كم شروع مي كند اما پس از گذشت زمان مقدار كم اوليه او را از لحاظ روحي و رواني ارضاء نمي كند و فرد مجبور است يا مقدار مصرف مواد را افزايش دهد و يا زمان مصرف خود را به چندين برابر روز ول برساند و به اين ترتيب است كه اعتياد پيدا مي كند.

راهكارهاي مشاوره اي

1) والدين بر گروه دوستان فرزند خود كه با آنها در ارتباط است نظارت داشته باشد و اين نظارت بايد دورادور و زيركانه باشد.

2) والدين بايد روابط صميمانه در داخل با يكديگر داشته باشند تا فرزند آنها دچار كمبود محبت يا مشكلات عاطفي و رواني نگردد.

3) والدين سعي نمايند امكانات و تسهيلات مناسبي مانند ورزش و تفريحهاي سالم براي فرزندشان فراهم كنند.

4) اگر فردي از اعضاء خانواده دچار اعتياد است در مقابل فرزندان و ساير اعضاء خانواده اقدام به مصرف مواد مخدر و داروهاي روان گردان ننمايد.

5) والدين بايد به فرزندان خود آموزشهاي لازم جهت مقابله با اعتياد را داده باشند و به آنها بفهمانند که  نمي توانند  با قرصهاي روان گردان احساس شادي و نشاط طولاني مدت و دائمي داشته باشند و عاقبت اعتياد فلاكت و بدبختي است.

6) والدين بايد فرزندان خود را با اعتماد به نفس بالا تربيت كنند تا آنها جرأت و شهامت داشته باشند و بتواند در مقابل گروه همسالان براي استفاده از مواد نه بگويند.