سوالات متداول
سؤال:
آیا داروهای کُدئیندار و تِرامادول هم اعتیادآور است؟
جواب:
برخی از داروهای مخدر برای مصارف درمانی در داروخانهها قابل دسترسی
هستند. دیفنوکسیلات، ترامادول، شربت اکسپکتورانت کدئین، و قرصهای
آسپرین کدئین و استامینوفن کدئین از این داروها هستند. تعدادی از
معتادین مواد مخدر غیرمجاز برای جایگزین کردن تریاک یا کراک ممکن است
روزانه مقادیر فراوانی از این داروها را مصرف کرده و به آنها اعتیاد
پیدا کنند. واقعیت این است که دوزهای سنگینی از این داروها ممکن است
حتّی مضرات بیشتیر از مواد مخدر خیابانی داشته باشند. مثلا باید بدانیم
که استامینوفن که دارویی تببُر و ضد درد است، یکی از مهلکترین و
کشندهترین سموم در مقادیر بالاتر از دوزهای درمانی میباشد. علاوه بر
این اعتیاد به کدئین که از شیره تریاک گرفته میشود، شاید از اعتیاد به
تریاک خوراکی شدیدتر باشد. خوب است بدانیم که ترامادول بیش از 500
میلیگرم در روز (یعنی 5 قرص متادون 100 میلیگرم در روز) خطر بروز
تشنجات را بیشتر کرده و با اضافه شدن میزان روزانه به همان نسبت این
خطر را افزایش میدهد. بروز تشنج و بیهوشی در وضعیتهایی همچون
قرارگرفتن در ارتفاعات یا رد شدن از خیابان علاوه بر عوارض عضوی و مغزی
خود تشنج، خطرات جانی ببار میآورد. نحوه درمان اعتیاد به ترامادول یا
داروهای مخدر مجاز هیچ فرقی با مواد مخدر خیابانی ندارد و حتی در
مواردی ممکن است جدّیتر و سختتر هم باشد. ترامادول دارویی مخدر و به
شدت اعتیادآور است و مصرف بیش از حد آن هیچ شباهتی به درمان با متادون
نگهدارنده ندارد.
سؤال: آیا متادون دارویی اعتیادآور است؟
جواب
:متادون
نیمه عمری طولانیتر از مواد مخدر غیرمجاز دارد. همچنین خواص نشئهآور
موادی همچون تریاک، هروئین، کدئین و کراک تقریبا در متادون وجود ندارد.
این ویژگیها در متادون که آگونیست
گیرندههای افیونی در بدن میباشد، موجب شده است که در سمزدایی و در
درمان نگهدارنده وابستگی به مواد مخدر افیونی دارویی مناسب باشد. البته
اولین مصارف درمانی متادون در وابستگی به مواد افیونی، به درمان
نگهدارنده معتادین هروئین تزریقی مربوط بود؛ و در آن رویکرد، مصرف
متادون خوراکی راهی برای پیشگیری از رفتارهای پر خطر معتادین به هروئین
داخل رگ بحساب میآمد. چرا که خطر آلودگی با ویروسهای هپاتیت و
HIV
(ویروس سندرم نقص اکتسابی ایمنی
AIDS)
و خطرات دیگری همچون اندوکاردیت عفونی، این جایگزینی را ایجاب مینمود.
در هر صورت متادون دارویی اعتیادآور است، اما خصوصا در دوزهای پایین
بسیار کم خطرتر و سالمتر از داروهای افیونی خیابانی (طبیعی یا صناعی)
میباشد.
متادون برای درمان نگهدارنده محدود کردن آن به مدتی معین (مثلا 6 ماه ) و مقداری محدود (فقط در حد رفع علائم ترک؟!) میباشد. بر طبق این شیوه دورهی مصرف متادون در درمان نگهدارنده، دورهای انتقالی است که به خودداری (امساک) کامل از مصرف هرگونه ماده مخدر منجر خواهد شد. کاملا معلوم است که در
صورت دوز پایین متادون در این دوره، کاهش تدریجی مقدار روزانه در پایان این مدت راحتتر خواهد بود.
همچنین واضح است که اگر وضعیت عصبی روانی، جسمانی و اجتماعی شغلی معتاد مصمم به ترک مواد مخدر اجازه بدهد، سمزدایی و ترک کامل مواد افیونی بر درمان نگهدارنده با متادون ارجحیت دارد و فرد به بهبودی کامل با سرعت بیشتری نزدیک میشود. بیشک اگر دوره درمان نگهدارنده با متادون موقتی باشد، درمان نگهدارنده متادون در اصل سمزدایی است که در مدت طولانیتری از سمزداییهای معمول ارئه میگردد.
سؤال:
دوران نقاهت متعاقب قطع وابستگی هرگونه ماده مخدر چه مدتی دارد؟
جواب:
این دوره مدت متغیری دارد. قطعا پاسخ به این سؤال پیچیدگی خاصی دارد.
میزان و نوع ماده مصرفی، مدت اعتیاد، سن معتاد و وضعیت روانی شخصیتی
فرد به همراه متغیرهای دیگری شدت اعتیاد و وابستگی را تعیین میکند و
هرچه شدت اعتیاد بیشتر باشد، دوره نقاهت طولانیتر خواهد بود. در منابع
پژوهشی اکثرا مشاهده میگردد که این دوره را 6 ماهه (بطور متوسط) ذکر
میکنند. معهذا در همین منابع از دورههای 2 ساله نیز اسم برده میشود.
واقعیت این است که تثبیت اعتیاد و وابستگی به هرگونه مواد در طول زندگی
فرد وابسته، روندی تدریجی (خزنده) و طولانی مدت است. و در طی این روند
که گاهی دههها از عمر را در بر میگیرد، فردی با ویژگیهای جسمانی
(فیزیکی)، روانی، شخصیتی و دارای خصایص اجتماعی، اقتصادی، شغلی معین (و
اکثرا عادی) به بیماری با همان ویژگیهای بیمارگونه (پاتولوژیک) تبدیل
شده است که در شروع دوره ترک او را مشاهده میکنیم. اگر منظور از
بهبودی کامل تبدیل دوباره به فرد قبل از دوران اعتیاد باشد، شاید در
محافظهکارانهترین برآورد مجبور باشیم که این شرط را بگذاریم که
دورانی از مصرف هرگونه ماده نشئگیآور دقیقا معادل مدت زمان اعتیاد
باید بگذرد که به آن ایدهآل برسیم. این پاسخ ساده شده ممکن است
معتادین مزمن را کمی ناامید کند. اما امیدواریم برای معتادین جوانتر
انگیزهای برای قطع مصرف و ترک اعتیاد هرچه فوریتر ایجاد نماید.
البته چنانچه گفتیم این پاسخ با وجود پیچیدگی سؤال، بسیار ساده ادا
گردید. قطعا میزان تخریب و پسرفت فرد معتاد در دوره مصرف به رفتارهای
همراه با مصرف مواد نیز بستگی داشته است. از رفتارهای مزبور میتوان به
دروغگویی، اعمال خلاف، عدم مسئولیت پذیری، بیقیدیهای مالی و حتی دزدی
اشاره کرد. هرچند که این رفتارها در درصد قلیلی از معتادین ممکن است
مشاهده گردد، شکی نیست که وجود این رفتارها در دوران وابستگی، دوره
نقاهت را طولانیتر خواهد ساخت.
سؤال: آیا مصرف مواد مخدر بصورت تفریحی (نه بصورت اجبار به مصرف) با اعتیاد یا وابستگی تفاوت دارد؟
این سرنوشتی است که بعدها در انتظار اوقات فعالیت، اشتغال، کار و حتی
استراحت و خواب او نیز خواهد بود. روزی که او فقط زندگی خواهد کرد که
مصرف کند. روزی که او فقط دو آرزو خواهد داشت: ترک یا مرگ. روزی که
واقعا در عین مصرف مواد، بحد کافی هم از اعتیاد خسته خواهد بود، اما
ترک ماده سختتر از سالهای پیش برایش خواهد بود. در ابتدای روند اعتیاد
هم مانند روزهای تفریح، فرد وابسته ممکن است به مصرف خود (چه به تنهایی
و یا با دوستان) اسم تفریح بگذارد چرا که در اوقات تفریح خود این کار
را انجام میدهد. وقتی اعتیاد پیشروی کرد و اوقات کار و غیره را هم
اشغال نمود، آن موقع است که معتاد میفهمد که بر سر خود کلاه میگذاشته
است.
در این مورد مسأله مهمی که معمولا پرسیده میشود این است که چه اشکالی
دارد که معتاد ترک کرده که سالها اجبار به مصرف روزانه (و شاید چندین
وعده در روز) داشته است، اکنون بصورت هفتهای یکبار یا ماهی یکبار مصرف
داشته باشد؟
سؤال:
چه اشکالی دارد که معتاد ترک کرده، برای تفریح گاهی از مواد غیرمخدر از
جمله شیشه، حشیش و ... استفاده کند؟
البته میدانیم که مواد غیرمخدر (تقریبا تمامی) اعتیاد هم دارند.
معتادین شیشه، کوکائین، حشیش را همگی میشناسیم و بسیار هستند کسانی که
میدانند که الکلیسم شاید اعتیادی شدیدتر از سایر مواد باشد و خطرات و
عوارض و مرگ و میر بیشتری هم در مسمومیت و هم در ترک دارد. واقعیت این
است که در تمامی دنیا تابحال یک مورد مرگ هم در ترک مواد مخدر مشاهده
نشده است و مرگ و میرهای مواد مخدر تماما به مسمومیت با مواد دیگر
منحصر میشوند. در مقابل میدانیم که علاوه بر مسمومیت با الکل، ترک
الکل نیز ممکن است خطرات جانی به دنبال داشته باشد. دلیریوم ناشی از
ترک الکل که به دلیریوم ترمنس معروف است، تشنج و مرگ، ممکن است از
عواقب ترک الکل باشند.
هرچند به ظاهر از پاسخ سؤال دور شدیم، اما بروشنی پاسخ میدهیم که مصرف
هرگونه مواد برای تفریح در دوران ترک مواد مخدر و حتی سالیان بعد خطر
عود اعتیاد را بیشتر میکند. گفتیم که معتاد ترک کرده در زندگی پیش از
اعتیاد خود معمولا آن موادی را که میخواهد امروز برای تفریح مصرف کند،
امتحان کرده بود. حتی او این امتحانات را برای بارها ادامه داده بود،
تا اینکه به مصرف مواد مخدر رسیده بود. با آشنایی و ادامه مصرف مواد
مخدر به تدریج به نظر او رسیده بود که از بین تمامی مواد، مادهای که
بعدها با آن معتاد شده بود، با وضعیت جسمی، روانی و روحیات وی بیشتر
سازگار میباشد. و همین هم بود راز اعتیاد ایشان به همان ماده (مخدر).
در اینجا باید پرسید که چه اتفاق جدیدی در زندگی شما افتاده است که فکر
میکنید که همان حوادث سرنوشتساز و شومی که در ابتدای آشنایی شما با
مواد روی داده بود، دیگر ممکن است بوقوع نپیوندند و شما را به اعتیاد
مجدد نکشانند؟!
ترک کنندگان هر نوع مادهای در زندگی پیش روی خود باید دنیای بدون هر
مادهای را بپذیرند. مواد شناخته شده به امتحان مجدد و مواد تازهوارد
به ریسکشان نمیارزند.